[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
راهنمای نویسندگان::
داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
مقالات زیر چاپ::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آخرین مطالب بخش
:: اخذ مجوز انتشار نشریه
..
آخرین مطالب سایر بخش‌ها
..
:: دوره 3، شماره 3 - ( 9-1402 ) ::
جلد 3 شماره 3 صفحات 28-1 برگشت به فهرست نسخه ها
سیاست خارجی آمریکا در قبال افغانستان براساس آرا رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر از (۲۰۰۱ـ ۲۰۲۰)
محمدباقر مکرمی پور، محمدلطیف حقتاش، امیر حسین انواری
دانشگاه شاهد تهران ، Bagher.mokarami@ut.ac.ir
چکیده:   (555 مشاهده)
حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م، نقطه عطف در سیاست بین‌الملل، به‌ویژه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به‌شمار می‌آید. وقوع این حادثه، موجب تغییر در رویکرد سیاست خارجی آمریکا گردید و آمریکاه با بکارگیری دکترین جنگ‌ پیش‌دستانه، تلاش کرد تا تهدید به‌وجود آمده را، به‌ حداکثر فرصت تبدیل نمایند. لذا ایالات متحده آمریکا در واکنش به این اتفاق، اقدامات عملی مقابله با تروریسم را در دستور کار سیاست خارحی مبتنی بر دکترین بوش، روی دست گرفت. محور و کانون توجه آمریکا در امر مبارزه با تروریسم افغانستان بوده است و اولین واکنش آمریکا در قبال حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر، حمله و حضور نظامی در افغانستان بود. حضور آمریکا ایالات متحده آمریکا به‌منظور مبارزه با تروریسم، با پیامدها و اهداف چون؛ دولت-ملت‌سازی، استقرار و توسعه دموکراسی، تقویت روند دولت‌داری و حکومت‌داری، تحکیم ثبات و استقرار نظم و امنیت، در افغانستان پسا ۲۰۰۱ را به‌دنبال داشت. با حضور دو دهه آمریکا در افغانستان، در این مقاله تلاش شده است تا به‌این پرسش پاسخ دهد که سیاست خارجی آمریکا بر چه مبنا و اهداف استوار بوده و چه‌پیامدهای را به‌دنبال داشته است. پاسخ به‌این پرسش با یافته‌ها و اثبات این فرضیه به‌دست می‌آید که آمریکا با دکترین جنگ پیش‌دستانه در افغانستان به‌منظور مبارزه با تروریسم در قالب دولت-ملت‌سازی در ‌افغانستان حمله کرد‌، اما با شکست و ناکامی این پروسه، راهبرد جدید ایالات متحده آمریکا، استراتژی احاله‌‌ای مسؤلیت به‌جای مسؤلیت پذیری بوده است. سیاست خارجی آمریکا در قالب رئالیسم تهاجمی، با تحولات همراه بوده؛ با حمله بوش با سؤلیت مبارزه با تروریسم آغاز و با خروج تدریجی نیروهای نظامی آمریکا در دوران اوباما و ترامپ ادامه پیدا کرد و در نهایت با  پیمان صلح آمریکا با طالبان در دوران بایدن، خروج کامل آمریکا، سقوط کابل را به‌همراه داشت. هم‌چنان این تحقیق با پردازش به‌داده و اطلاعات کتاب‌خانه‌ی و اسنادی، با رویکرد تحلیلی در قالب نظریه‌ی رئالیسم تهاجمی انجام پذیرفته است.
 
واژه‌های کلیدی: تروریسم، سیاست خارجی، ۱۱سپتامبر، ایالات متحده آمریکا، افغانستان و طالبان.
متن کامل [PDF 630 kb]   (125 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1402/6/16 | انتشار: 1402/9/15
ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA


XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

(2023). America's foreign policy towards Afghanistan based on John Mersheimer's offensive realism opinions from (2001-2020). IPSJ. 3(3), 1-28.
URL: http://ipsj.iauh.ac.ir/article-1-86-fa.html

مکرمی پور محمدباقر، حقتاش محمدلطیف، انواری امیر حسین. سیاست خارجی آمریکا در قبال افغانستان براساس آرا رئالیسم تهاجمی جان مرشایمر از (۲۰۰۱ـ ۲۰۲۰) مطالعات سیاست بین الملل 1402; 3 (3) :28-1

URL: http://ipsj.iauh.ac.ir/article-1-86-fa.html



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1402 ) برگشت به فهرست نسخه ها
مجله مطالعات سیاست بین الملل International Politics Studies Journal (IPSJ)
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 37 queries by YEKTAWEB 4700